نانی

سلاملبخند

مادربزرگی دارم که مامان خانوم صدایش می کنیم واز جان برایم شیرین تر است.

این روزها خانه مان مزین به حضور پربرکت اوست که عطر یاد نازنین پدر از دست رفته ام را اینجا آورده با خودش. ماه پیش هم یک هفته مهمان ما بود و وقت رفتن منتی بر سرمان گذاشت که خانه پسرها و دخترهایش هم تا الان یک هفته نمانده بوده است.

مدام آهنگ رفتن سر می دهدو فکر می کند که مزاحم ماست، گرچه می دانم اینجا بودن را دوست دارد.

تمام تلاشمان را می کنیم که به او خوش بگذرد و اینجا مثل خانه ی خودش راحت باشد، اگر چه این کار خیلی از همه مان انرژی می گیرد.

ماه آفرید بیش از همه از بودن او خوش حال است. او را نانی صدا می کند و مدام دور و بر اوست. "دالی موشه"، "تاتی تاتی- نقل و نباتی" و شعر آشنایی که نانی برایش می خواند، او را خیلی سر ذوق می آورد:

"موش موشک آسه برو، آسه بیا که گربه شاخت نزنه

یا که انگشت بلور به چشم زاغت نزنه..."

تا بعدبای بای

 

 

 

/ 1 نظر / 8 بازدید
نسترن

ماه کوچیک تولدت مبارک . باورش سخته که به همین زودی یکسال گذشت و تو فرشته ی کوچولو حالا تکنواز زیباترین ترانه ی دنیایی برای مامان و بابا و خواهر نازنینت.