التماس دعا

سلاملبخند

امروز صبح تجربه خیلی بدی داشتم.ناراحت 

با صدای اذان صبح از خواب پریدم و یه حس خیلی خیلی بدی داشتم! استرس وحشتناکی که تا حالا تجربه اش نکرده بودم. الانم که برای نوشتن این پست به اون حس فکر می کنم گریه ام می گیره! دل شوره وحشتناکی که فقط از یه لحظه فکر کردن به اینکه نی نی تکون می خوره یا نه بهم دست داد چنان زیر و روم کرد که نه می تونستم بشینم نه راه برم نه حتی دراز بکشم! حتی نمی تونستم برای 5 ثانیه تمرکز کنم که فکر کنم و بفهمم که اصلا تکون می خوره یا نه! و حتی وقتی تکون هاش رو احساس می کردم شک می کردم که خیاله یا واقعیه! این حالت نزدیک به 2 ساعت ادامه داشت و تنها دلداری های همسرم و ذکری که بهم یادآوری کرد که "الا بذکرالله تطمئن القلوب" کمکم کرد تا به خواب برم و صبح که بیدار شدم دیدم که خیلی بهترم.

امیدوارم که دیگه این اتفاق برام  نیافته تو این هفت شب باقیمانده. واقعا چیز غیر قابل تحملی بود.استرس

تا بعدبای بای

 

/ 2 نظر / 5 بازدید
جواد زارعی

[گل]سلام الحمدالله بخیر گذشته برای سلامتیش صدقه بده و به خدا توکل وامشب هم که شب شهادت خانم حضرت زهرا(س) تمسک بجوئید

ونوس

نگران نباش عزیز دلم همیشه توی ماههای آخر تکون هاشون کمتر میشه. جای هیچ نگرانی نیست. [ماچ]