پاهای کوچک

سلام لبخند

امشب او راه رفتن بدون کمک را تجربه کرد و این تجربه آنقدر به کامش شیرین بود که خسته کرد، هم خودش و هم ما را. ماچبغل

تا 4-5 قدم راه می رود. آنقدر خوشحال می شود و می شویم که همگی با هم جیغ می کشیم. فوری اعتماد به نفس پیدا کرد و به سمت رفت به تنهایی! و من ترسیدم و گرفتمش! خیلی دلخور شد و گریه کرد. می خواست تا ته مسیر را رفته باشد.از خود راضی

بقدری خسته شد که الان تخت خوابیده... دوستش دارم.... خیلی....ماچ

تا بعدبای بای

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
فرناز مامان آنیسا

الههههههههههی من قربون اون پاهای کوچولوی نازت برم خانوم که قبل از تولد یکسالگیت راه افتادی .. ماشااله بس که این بچه زرنگه [ماچ][ماچ] مامانش اسفند لطفا [قلب]

فرناز مامان آنیسا

قربون عکسهات برم من عزیززززززززززم [ماچ]

نسترن

عزیز خوشگلم سلام به روی ماهت [بغل] قربونش برم من که به تنهایی راه میره [ماچ][ماچ][ماچ] اتفاقا امروز داشتم فکر میکردم چند روزه دیگه تولد فسقلی خانوم خوشگلمونه [بغل][بغل][بغل] عکسا خیلی خوشگلن مثل اسمش ماهه جیگرم[بغل][بغل][بغل]

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم خوشگل خانوم چرا توی عکس عصبانی هستی؟ مبارک باشه قدم برداشتنهات. بدو که دنیا منتظر شماست.[قلب]

خاله زهره

سلام راستی چرا نمی گی موقع ذوق کردن چجوری این وروجک گوشتت رو نیش می زنه و تمام شونه ات رو کبود کرده با اون دندونای ریزه اش فضول خانوم[ماچ]