سلام

ماهکم سلام می گوید.لبخند

دیروز که از پیش خاله آرزو (درباره ی خاله آرزو پایین همین پست توضیح خواهم داد.) اومد، خاله گفت که دو بار به وضوح سلام گفته و ما رو متعجب کرد. ابرو شب که از منزل دوستی خداحافظی می کردیم از توی ماشین یک سلام جانانه بهشون کرد و دل هر سه تامون غنج زد واسش! امروز صبح هم که بعد از مدت ها داشتم تلفنی با عمه سیمینم صحبت می کردم، بیدار شد و اومد تلفن رو از پریز کشید و فاتحانه بهم گفت: سلام!بغل

و اما این خاله آرزوی نازنین، همسایه ی بسیار مهربان ما هستند که به اتفاق همسر محترمشون آقای فرمانی و پسر گلشون مشکات جان همیشه زحمت نگه داری از ماه آفرید رو تو مواقعی که ما گرفتاری داریم ( و کم نیست این مواقع!) می کشند و در نتیجه ماه آفرید اغلب روزی 1-2 ساعت و بلکه بیشتر، منزل اون هاست و انگار خیلی هم بهش خوش می گذره به نحوی که اخیرا حاضر نیست برگرده خونه و از بغل خاله بغل من نمیاد ابدا! جدا دستشون درد نکنه که باری بزرگ از دوشم بر می دارن و خیلی کمک می کنند به من. اگه نبودند زمستان گذشته من مجبور بودم مدام ببرمش بیرون وقتی فریدخت کلاس داشت! و خدا می دونه که چند بار باید سرما می خورد اون وقت.

پ.ن.: به دلیل کم یاب شدن ببلاک مجبور به تعویض شیرخشک ماه آفرید شدیم. الان دخترمان با شیرخشک نان2 تغذیه می شود و از شیر مادر بعنوان کمکی استفاده می کند!

پ.ن ٢: به خدا می خوام عکس بذارم... نمی شه... خطم پا نمی ده! یه عکسای خوشگلی دارم که ... دلاتون بسوزه!

پ.ن 3: چند روزی بیشتر به تولد دختر کوچولوم نمومده و هنوز نمی دونیم قراره چه کنیم!

تا بعد بای بای

/ 2 نظر / 3 بازدید
فرناز مامان آنیسا

سلاااااااااااااااااااام به روی ماهت ماه کوچولوی ما [ماچ][ماچ]

فرناز مامان آنیسا

[لبخند][قلب][ماچ]